در حوزه انرژی، از نفت خام تا گاز، فرآوردههای پالایشی، اوره و محصولات پتروشیمی، جهان همچنان به ظرفیت تولید ایران، روسیه، قطر و مجموعهای از بازیگران غیرغربی وابسته است. در چنین محیطی، هر تلاش برای محدودسازی جریان آزاد انرژی، بهسرعت در قیمت سوخت، حملونقل و مواد خام اثر میگذارد. افزایش قیمت بنزین، سوخت جت و گازوئیل تنها یک چالش نیست؛ اختلال در زنجیره حملونقل و کاهش توان تولید صنعتی، پیامدهای ثانویه آن است. نمونههایی از تعطیلی خطوط هوایی، افزایش قیمت مواد غذایی و کاهش تولید صنعتی در اروپا و آمریکا تأیید همین واقعیت است.
در چنین شرایطی اعمال تحریمهای شدیدتر علیه ایران، با وجود اینکه ممکن است در سطح رسانهای مطرح شود، اما در عمل محدودکننده است؛ زیرا تنگشدن عرضه جهانی انرژی، خصوصا در آستانه تابستان یا زمستان اقتصادهای بزرگ را با ریسک رکود مواجه میکند. کشورهای واردکننده نیز همواره در جستوجوی مسیرهای جایگزین هستند: از هند گرفته تا آسیای جنوبشرقی و حتی برخی کشورهای اروپایی که در سالهای اخیر، غیرمستقیم یا از طریق شرکتهای واسط، به تداوم تأمین انرژی نیاز داشتهاند.
از منظر ایران نیز وضعیت زیرساختی تغییر کرده است. وجود مسیرهای ترانزیتی چندگانه، توسعه ظرفیت بنادر جنوب و شرق، اتصالهای ریلی جدید، همکاریهای لجستیکی با پاکستان، عراق، ترکیه و آسیای میانه و فعالترشدن نقش ایران در کریدور شمال–جنوب، همگی شبکهای ایجاد کرده که «یکجهتهکردن فشار» را ناممکن میکند. حتی اگر برخی مسیرهای دریایی تحتتأثیر قرار گیرد، مسیرهای زمینی میتوانند بخش مهمی از نیاز تجاری را تأمین کنند.
در کنار اینها، تجربه ۴۷ ساله مدیریت تحریم در ایران منجر به شکلگیری شرکتهای متخصص در دورزدن محدودیتهای بانکی، حملونقل و بیمهای شده است. این شرکتها، بهعنوان بخشی از سازوکار طبیعی اقتصاد ایران، توانستهاند مسیرهای پایداری برای صادرات انرژی و واردات کالاهای اساسی فراهم کنند. مدیریت ریسک، تنوعسازی در روشهای پرداخت و سازوکارهای مبادله کالا به کالا نیز به این تابآوری کمک کرده است.
بنابراین، چشمانداز آینده نشان میدهد که هرچند فشارهای خارجی میتواند چالشبرانگیز باشد، اما ساختار اقتصادی جهان و ظرفیتهای داخلی ایران بهگونهای است که تحقق یک محاصره کامل نه عملی است و نه از نظر هزینه - فایده برای طرف مقابل توجیه دارد.